ملاصدرا و توماس آکویناس در مسئله اصالت وجود در کلام فلسفى
دیوید بورل[1]
کاوش درباره شیوه هاى آکویناس و ملاصدرا در بیان مسئله اصالت وجود نشان مى دهد که واقعیت اساسى «منشأ پیدایش جهان» تا چه اندازه براى این دو متفکر تعیین کننده بوده است. هر یک از آنان در تلاش براى گنجاندن ساختار جهان مخلوق در نظام فلسفى خود، به تبدیل و در واقع، تغییر بنیادى شاکله مفهومى راهنمایان پیشکسوت خود ناچار شده اند که باید در مورد آکویناس به ارسطو و در مورد ملاصدرا، به سهروردى اشاره کرد. همچنین، هر یک از این دو دانشمند کوشیده اند تا زبان فلسفى را بشیوه تازه اى بکار گیرند تا بتوانند اصالت وجود را که از بن، با هرگونه مفهومپردازى مخالف است توضیح دهند و بدینسان مناسبترین طریق بحث و ساختارهاى اساسى را براى آن عرضه کنند. ادامه مطلب ...
خلاصه و نتیجه گیرى
واضح است که انتشار این دو اثر مقدماتى بزبان آلمانى و فرانسه، و ترجمه آنها به انگلیسى و قبل از آن، انتشار کتاب مومن، گواه روشنى بر علاقه جدید غربیان به تشیع بطور عام، و تشیع در ایران پس از انقلاب اسلامى بطور خاص است. متأسفانه، این نیز بسیار روشن است که بسیارى از نویسندگان در «توضیح» تشیع براى خوانندگان خویش، شکلهایى از بحث و تحلیل بکار گرفته اند که ریشه ها و مبادى آنها را مى توان در اوایل قرن بیستم یافت. آن اَشکال بحث و تحلیل، در عین حال، کمتر تفسیر شده و کمتر در معرض نقادى جدى قرار گرفته است.
ادامه مطلب ...