فلسفه و منطق

همه نوع کتاب و مقاله و ... در مورد فلسفه و منطق

فلسفه و منطق

همه نوع کتاب و مقاله و ... در مورد فلسفه و منطق

مقایسه برهان صدیقین فلاسفه اسلامى و وجود شناختى فلاسفه غرب(۳)

نتقاد جان هاسپرز بر برهان وجود شناختى

صفت وجود با سایر صفات تفاوت دارد، تفاوت بین این‏که x صفات خاصى دارد و این‏که x وجود دارد مى‏تواند به صورت زیر مطرح شود:

جانور افسانه‏اى یک شاخ دارد معناى آن چنین است: اگر شیى‏ءااى که جانور افسانه‏اى است وجود دارد، بنابر این یک شاخ دارد، و همچنین براى هر صفت دیگر جانور افسانه‏اى وضع به همین صورت است. مطابق همان تحلیل هنگامى که مى‏گوییم جانور افسانه‏اى وجود دارد معناى آن چنین است: اگر چیزى وجود دارد که جانور افسانه‏اى است پس وجود دارد و این یک همانگویى و توتولوژى آشکار است.

ادامه مطلب ...

مقایسه برهان صدیقین فلاسفه اسلامى و وجود شناختى فلاسفه غرب(۲)

تقریر برهان صدیقین از نظر حاج ملا هادى سبزوارى

مرحوم حاجى سبزوارى این برهان را در حواشى خود بر اسفار چنین تقریر مى‏کند:

«محکمترین و کوتاهترین تقریر برهان صدیقین آن است که بعد از اثبات اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهیت گفته شود که حقیقت وجود که همان واقعیت و عینیت است، حقیقت صرف و مرسله‏اى است که محال است عدم را بپذیرد.

زیرا هیچ مقابلى مقابل خود را نمى‏پذیرد.(یعنى وجود، مقابل خود را که عدم است نمى‏پذیرد و عدم مقابل خود را که وجود است نمى‏پذیرد. یا به عبارت دیگر: هیچ ضدى، ضد خود را نمى‏پذیرد).

این حقیقت مرسل که ممتنع است عدم را بپذیرد واجب الوجود بالذات است، پس حقیقت وجود که مرسل، مطلق، و یا صرف است، واجب الوجود بالذات است و همین مطلوب ماست‏». (3)

تنها مبادى تصدیقیه‏اى که در برهان صدیقین از نظر حاجى سبزوارى به کار رفته همان اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهیت است. البته مبادى تصوریه آن از قبیل وجوب ذاتى و ضرورت ازلیه باید قبلا روشن شود.

ادامه مطلب ...

مقایسه برهان صدیقین فلاسفه اسلامى و وجود شناختى فلاسفه غرب(۱)

مقایسه بین برهان صدیقین فلاسفه اسلامى و وجود شناختى فلاسفه غرب بر اثبات وجود خدا

محمد محمد رضایى

بعضى چنین مى‏پندارند که در حوزه و تمدن اسلامى، فلسفه خاص و مستقلى نداریم، هرچه داریم بازگویى همان مسائل فلسفى گذشته است. یا به تعبیرى همان فلسفه یونانى اسکندرانى است که لباس عربى به تن کرده است.

ولى فلسفه اسلامى اگر از منظر خاص خود و در پرتو کل سنت فلسفى اسلامى که یک تاریخ مستمر و طولانى دوازده قرنه داشته و هنوز هم مطرح و زنده است نگریسته شود، مانند هر امر دیگر اسلامى مشخص مى‏شود که ریشه در قرآن و احادیث دارد و از اتقان و ظرافت‏خاصى برخوردار است. و اسلامى بودن فلسفه اسلامى نه تنها به خاطر این واقعیت است که در جهان اسلام و توسط مسلمانان پرورانده شده است، بلکه به خاطر این است که اصول و الهام بسیارى از مسائل فلسفى خود را از منابع اسلامى اخذ کرده است.

ادامه مطلب ...